مژده

مژده ای دل که مسیحا نفسی می آید

فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز

بوی خورشید

عطر ماه

رقص پیچک بر سر آلاله ها

طعم مادر.............

شوق روییدن به باغ..........

مژده لبخند به کودک های خاک...

مژده لبخند آن آیینه ها...

مژده لبخند دیدار خداست

مژده لبخند ناب لحظه هاست...

[ سه شنبه 9 آبان 1391 ] [ 14:48 ] [ مژده ]

[ ]

سلام دوستان .

تصميم گرفتم وبلاگم رو اتقال بدم 

پس به اين آدرس بريد

 

 

 

 

 

http://mojdeh123.blogfa.com

[ شنبه 26 اسفند 1391 ] [ 9:16 ] [ مژده ]

[ ]

بالاخره امروز تعطيل شديم.

امروز خيلي بهم خوش گذشت. امروز قرار بود توي مدرسه هر كلاسي يه سفره هفت سين داشته باشه.      ديروز تقسيم بندي كرديم كه هركس چي بياره. قرار شد من ماهي بيارم. اما تنگ ماهيو يكي ديگه بياره.تازه براي ظهر هم بايد غذا ميبرديم . خلاصه ماهيو زير اندازو غذا و.......... همه اينا رو بردم مدرسه. وقتي رسيدم مدرسه وسايلمو گذاشتم تو كلاسو با فاطمه (دوستم) رفتيم ماهي هارو بندازيم تو تنگ.     من به فاطمه گفتم تو تنگو بگير تا من ماهي هارو بريزم تو تنگ. حالا گره ي اين پلاستيك هم باز نمي شد. گوشه ي پلاستيكو پاره كردم .اومدم ماهي هارو بريزم تو تنگ يه دفه نميدونم چي شد اين دوتا ماهي پريدند رو زمين . يكيشون افتاد جلوي پاي من اون يكي هم كنارشگریه . نميدونستم چي كار كنم. فقط جيغ كشيدمو فرار كردمگریه . پيش خودم ميگفتم واي حالا به بچه ها چي بگم كه ديدم فاطمه يه ماهي رو انداخته تو تنگ اون يكي هم داره از دسش ليز ميخوره خلاصه اون ماهي رو هم انداخت تو تنگ .اوه منم اومدم جلو  و از فاطمه تشكر كردم و رفتيم سر كلاس. نمي دونم اگه فاطمه نبود من چيكار ميكردمسوال. زنگ اول سفره هفت سينو چيديم . زنگ دوم دبير رياضيمون(خانم ملكي) نامردي نكردو چل پنجاتا سوال براي عيد داد اين سه تا زنگ تفريحي كه داشتيم همش بزنو برقص بود خيلي حال كرديم. زنگ سوم هم رفتيم جشنو زنگ چارم هم رفتيم براي غذا خوردن. سفره غذا رو با نيوشا و مريم و ياسمن چيديمو شروع به خوردن كرديم .  بعد هم رفتيمو با بچه ها خداحافظي كرديم.بعد هم رفتم سوار اتوبوس شدم و اومدم خونه.                  

[ جمعه 25 اسفند 1391 ] [ 12:10 ] [ مژده ]

[ ]

سلام . چند روزي بود كه آپ نمي كردم.مي دونين چرا ؟سوال اخه سر گرم تمرينات تئاترمون بودم و وقت نكرد و بيام . اما بالاخره تئاتر ما اجرا شد و رفت براي مسابقه.

مي پرسيد چه تئاتري ؟ تئاتري كه من و نيوشا توش بازي كرديم. تئاتري به نام 

او مي آيد...

123

[ سه شنبه 1 اسفند 1391 ] [ 17:22 ] [ مژده ]

[ ]

اينم يه شعر مخصوص امتحانات

امتحانات

بی همگان بسر شود ، بی تو بسر نمیشود

این شب امتحان من چرا سحر نمیشود ؟!



مولوی او که سر زده ، دوش به خوابم آمده

گفت که با یکی دو شب ، درس به سر نمیشود !



خر به افراط زدم * ، گیج شدم قاط زدم

قلدر الوات زدم ، باز سحر نمیشود !



استرس است و امتحان ، پیر شده ست این جوان

دوره آخر الزمان ، درس ثمر نمیشود !



مثل زمان مدرسه ، وضعیت افتضاح و سه

به زور جبر و هندسه ، گاو بشر نمیشود !



مهلت ترمیم گذشت ، کشتی ما به گل نشست

خواستمش حذف کنم ، وای دگر نمیشود !



هر چه بگی برای او ، خشم و غصب سزای او

چونکه به محضر پدر ، عذر پسر نمیشود



رفته ز بنده آبرو ، لیک ندانم از چه رو

این شب امتحان من ،دست بسر نمیشود



توپ شدم شوت شدم ، شاعر مشروط شدم

خنده کنی یا نکنی ، باز سحر نمیشود !!!

[ يکشنبه 17 دی 1391 ] [ 15:18 ] [ مژده ]

[ ]

امروز هم به خاطر آلودگي هوامدرسه هاي اصفهان تعطيل شد . اگه فردام تعطيل بشه.......................

123

[ يکشنبه 17 دی 1391 ] [ 15:15 ] [ مژده ]

[ ]


اس ام اس هاي امتحانات

....


ادامه مطلب

[ يکشنبه 17 دی 1391 ] [ 10:13 ] [ مژده ]

[ ]

 سلام بعد از مدتي اومدم آپ كنم . چند وقتي بود نميومدم اما تصميم گرفتم دوباره بيامmojdeh.niniweblog.com

[ چهارشنبه 13 دی 1391 ] [ 14:53 ] [ مژده ]

[ ]

سلام امتحانات میان ترم ما هم به سلامتی شروع شد............ملوس خانوم و ابزارش  maloosiii-tools.Blogfa

اگه گفتین اولین امتحان چی بود؟

علوم . امتحان بدی نبود . نه سخت بود نه آسون!!!!

خانم ورزشمون هم مراقب امتحان بود.

تقلب هم برای من و بقیه ی بچه ها امکان پذیر نبود

 اما به لطف دبیر خوبمون می شد تقلب کنی ملوس خانوم و ابزارش  maloosiii-tools.Blogfa

خلاصه بگم این امتحان رو چه با تقلب و چه بی تقلب دادیم . حالا باید بریم حرفه و فن برای فردا بخونیم.

امیدوارم اگه تو هم مثل من امتحان داری خیلی خوب امتحانت رو بدی

 

 

 

 

[ سه شنبه 16 آبان 1391 ] [ 14:58 ] [ مژده ]

[ ]

عید غدیر بر شما مبارک

غدیر علی ، هنوز هم چشمه ای لبریز از آب حیات و

دریایی مواج از كرامتهاست .

 


غدیر دریایی از باور و بصیرت ، در كویر حیرت و هامون

 

 ضلالت است ، تا كام جان ها از آن سیراب شود .

 

[ جمعه 12 آبان 1391 ] [ 23:14 ] [ مژده ]

[ ]

.........

عید قربان، یعنى فدا کردن همه «عزیزها» در

 آستان«عزیزترین» 

 


و گذشتن از همه وابستگى ها به عشق

مهربان ترین

[ جمعه 12 آبان 1391 ] [ 23:12 ] [ مژده ]

[ ]